برنابرنا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

کودک من

تولد بابایی برنا

بابایی خوب و مهربون تولدت مبارک   شیرین مادر! امروز بابایی اولین تولدش بعد پدر شدن رو با برنای 43 روزه خواب آلود جشن گرفت، بعد از بهتر شدن حال عمومی پسرم ، یک هفته ای میهمان مامان نرگس و بابا رجب خواهیم بود و از دیروز به منزلشان آمدیم، برخلاف سال گذشته، نتوانستم جشنی برای تولد بابایی بگیرم و البته حتی هدیه ای، هوا آنقدر سرد است که جرات ندارم با تو بیرون بروم و بدون تو هم ممکن نیست، هر یکساعت شیر میخوری و بعد روزهای سخت عمل، به بودنم احتیاج داری، هدیه بابایی رو خشکه ( نقدی) حساب کردیم، انشالله سال بعد جبران می کنیم . تمام غروب و شب خواب بودی و تنها برای شیر خوردن بیدار شدی، حتی تلاشهای نیکا جون و مامان نا...
6 بهمن 1393

برای مرد شدن بهای سنگینی پرداختی جان مادر...

جان مادر! مرد شدن برای تن نحیفت کمی زود بود، درد و رنج این روزهایت، ته مانده توانم را به یغما برد، پلکهایم جرات بسته شدن ندارند که اگر دمی از قاب چشمانم دور شوی قلبم از تپش باز می ایستد.   پنج شنبه ، دوم بهمن ماه، به دستور پزشکت _ دکتر هادی پور، فوق تخصص اورولوژی اطفال_  برای عمل ختنه در بیمارستان بابل کلینیک بستری شدی، روانه اتاق عمل که شدی قلبم هزار بار در دقیقه می زد و نگرانی مزمن جانم را می خورد ،  نیم ساعت به 50سال گذشت، نیم ساعتی که پسرکم در آغوشم نبود ، صدای گریه ات که آمد نفهمیدم چقدر طول کشید تا درب اتاق عمل باز شد و پسرک گریانم به آغوشم بازگشت، ساعتی طول کشید تا قرار بگیری ، نمی دانستم ...
3 بهمن 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد